| X | ||

|
|
|
|
|
Teacher: Give me a sentence with the word 'analyze' in it Pupil: My sister Anna lies in bed until nine o'clock Baby snake: Mommy, are we poisonous Mother snake: Yes honey, but why do you want to know Baby snake: Well, I just bit my tongue ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1388-اسف -21ساعت 02:51 توسط كوشي در بخش جوک های زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
طعم شیرین عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است
توآسمون عاشقی ستاره پیدانكنی ،مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی
همه دنیا رو نامردا گرفتن / وفا رو از شما مردا گرفتن
خبر آمد که مجنون را پریشب / به همراه ۳تا لیلی گرفتن
اگر خودکارت اندازه یک جمله جوهر داشته باشه ٬ برام چی مینویسی ؟
ای که دور از من و در قلب منی با خبر باش که دنیای منی شادیت شادی من غصه ات غصه من قلب تو خانه من خانه تو قلب من
تو را از بین صدها گل جدا کردم تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم برای نقطه پایان تنهایی تو تنها اسمی بودی که صدا کردم ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1388-اسف -21ساعت 02:45 توسط كوشي در بخش شعرهای زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
THE STORY OF JEANS The year is 1853, and the palace is California. People are coming to California from many countries. They are looking for gold. They think that they are going to get
rich. Levi Strauss is one of these people .He’s twenty-four years old, and he too want to get rich .He is from Germany. He has cloth from Germany to ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
My mom only had one eye. I hated her… she was such an embarrassment. مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود She cooked for students & teachers to support the family. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
Two old gentlemen lived in a quiet street in Paris. They were friends and neighbours, and they often went for walks together in the streets when the weather was fine
Last Saturday they went for a walk at the side of the river. The sun shone, the weather was warm, there were a lot of flowers everywhere, and there were boats on the water
( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
یک شب تابستانی مرد ایستاده در پایین تپه مشرف به بسط و توسعه گسترده ای از جنگل و میدانی است. By the full moon hanging low in the west he knew what he might not have known otherwise: that it was near the hour of dawn. توسط قرص کامل ماه حلق آویز پایین در غرب می دانست آنچه را که ممکن است در غیر این صورت معلوم نشده است : که آن را نزدیک به یک ساعت از طلوع آفتاب بود. A light mist lay along the earth, partly veiling the lower features of the landscape, but above it the taller trees showed in well- defined masses against a clear sky. غبار نور غیر روحانی در کنار زمین ، تا حدی نقاب ویژگی های پایین تر از منظره ، اما در بالاتر از آن درختان در توده های بلندتر نیز تعریف شده در برابر آسمان روشن را نشان داد. Two or three farmhouses were visible through the haze, but in none of them, naturally, was a light. دو یا سه farmhouses مرئی را از طریق ابهام بود ، اما در هیچ یک از آنها ، به طور طبیعی ، نور بود. ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
" آیا نمی دانید که آیا خواهیم مبارزه وجود داشته باشد یا نه ،" پاسخ داده شده یک مرد ظالمانه ". اما وجود دارد خواهید بود برخی از shootin' -- برخی از shootin خوب '".مرد جوان به آنها هشدار داده بود که دست به او دست تکان دادند . "Oh, there'll be a fight fast enough if anyone wants it. Anybody can get a fight out there in the street. There's a fight just waiting." "آه ، خواهید وجود داشته باشد مبارزه سریع به اندازه کافی اگر کسی آن را میخواهد. هر شخصی می تواند مبارزه را در کوچه و خیابان وجود دارد دریافت کنید.'s مبارزه تنها انتظار وجود دارد. "( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
او حل و فصل است که او را تمام دستگاه های سرعت و دشتهای - مهارت در ساخت ایستگاه از سفر به خانه خود استفاده کنید . Once within that safe citadel he could issue some sort of a vocal bulletin, and then not go among the citizens until they had time to wear off a little of their enthusiasm. هنگامی که در درون ارگ سالم که او می تواند نوعی از داده است آوازی ، شماره و سپس در میان شهروندان است تا زمانی که زمان به سابیدن رفتن نیست کمی از شور و شوق خود را.( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
پولمن بزرگ بود سماع عاشقان به بعد با حیثیت چنین حرکتی است که یک نگاه از پنجره به نظر می رسید به سادگی ثابت کنیم که دشت های تگزاس رو به مشرق بود ریختن. Vast flats of green grass, dull-hued spaces of mesquite and cactus, little groups of frame houses, woods of light and tender trees, all were sweeping into the east, sweeping over the horizon, a precipice. آپارتمان گسترده ای از چمن سبز ، کسل کننده رنگ دار فضاهای - گروه های کهور و کاکتوس ، کمی از خانه های قاب ، نور جنگل و درختان حساس به شرق است ، پدیده بیش از افق ، گسترده سراشیبی تند ، تمام شد. ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
I asked god to take away my habit God said : no it is not for me to take away, but for you to give it up از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1388-اسف -5ساعت 07:46 توسط كوشي در بخش شعرهای زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
زن .یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو
میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟
شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم
( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1388-اسف -5ساعت 07:34 توسط كوشي در بخش جوک های زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
معلّم يک کودکستان به بچههاى کلاس گفت که میخواهد با آنها بازى کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام يک کيسه پلاستيکى بردارند و درون آن، به تعداد آدمهايى که از آنها بدشان میآيد، سيبزمينى بريزند و با خود به کودکستان بياورند. ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
يارو ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟ ميگه: 16 سال ! ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1387-اسف -1ساعت 01:39 توسط كوشي در بخش جوک های زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
بوي بد دهان يك علامت شناخته شده با سابقه تاريخي قديمي است. بوي بد دهان ميتواند دليل عمومي يا موضعي داشته باشد ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
ممکن است شما هم اصطلاح “فید RSS” یا “خوراک RSS” و یا سایر اینها به گوشتان خورده باشد و از آن سر در نیاورده باشید. شاید هم دنبال آن گشتید ولی در کلمات و جملات قلنبه سلمبه سایت های مختلف غرق شده اید و به نتیجه نرسیده اید. پس این مطلب برای شماست. باور کنید پس از استفاده از RSS هرگز نمیتوانید آن را ترک کنید. من در این مطلب بصورت کاملآ ساده و روان جوری که برای همه قابل فهم باشد به توضیح این مبحث میپردازم. ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
بیا گویم برایت داستانی در ایامی كه صاف و ساده بودم زنی بگذشت از آنجا با خش و فش ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1387-مرد-3ساعت 03:28 توسط كوشي در بخش شعرهای ایرج میرزا
نظرات(2) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
ز خدا خواستم عادتهاي زشتم را ترك بدهد I asked God to take away my habit ( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
این هم متن آهنگ خون
خونه این خونه ی ویرون واسه من هزار تا خاطره داره
خونه این خونه ی خالی چه روزایی رو بیادم میاره
اون روزا یادم نمیره دیوار خونه پر از پنجره بود
تا افق همسایه ی ما دریا بود، ستاره بود، منظره بود
( ادامه مطلب ) |
||
|
|
|
|
|
کمکم کن راهروی خوبی باشم.نه تند برم نه آهسته درست در کنار تو. کمکم کن پرنده خوبی باشم.نه بالا پرواز کنم نه پایین درست در کنار تو. کمکم کن یاد بگیرم چطور به چشمانت نگاه کنم که نه اشک های مرا ببینی و نه عشق درون چشم هایم را. ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1387-تير-25ساعت 08:27 توسط كوشي در بخش جوک های زیبا
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
|
|
|
هندوانه Watermelon
نام علمی Citrullus vulgaris
كليات گياه شناسي هندوانه گياهي است يكساله ويك پايه ساقه آن خزنده و پيچك درد و برگهاي آن پهن با بريدگيهاي عميق مي باشد . گلهاي آن كوچك و زردرنگ است . ميوه آن رگد يا دراز . پوست آن سبز رنگ و داخل آن قرمز مي باشد . تخمه هندوانه بر حسب انواع مختلف آن ممكن است سياه ، قرمز ، سفيد و يا زرد باشد ( ادامه مطلب ) |
||
|
+
نوشته شده در 1387-تير-23ساعت 07:34 توسط كوشي در بخش بانک داروهای گیاهی
نظرات(0) - ارسال نظر - - لینک مطلب
|
||